|
مشاوره ی وبلاگی
مشاوری وبلاگی هم یکی از انواع مشاوره است منتها به روز تر و سریعتر .
|
كنترل خشم خيلي فكر كرديم كه اين سري درباره ي چه چيزي صحبت كنيم،از شما دوستان هم ميخوايم كه كمكمون كنيد يه سري از موضوعات كه واقعا براتون مهمه رو پيشنهاد بديد ما هم قول ميديم كه خلف وعده نكنيم* اما............................. اين سري درباره ي كنترل خشم مي خوايم حرف بزنيم: حالا شايد هر كدوم از شما بگيد چرا كنترل خشم؟ به نظر خودمون واقعا موضوع مهمي بود و اينكه مهارت كنترل خشم هم براي كمك به خودمون و هم براي كمك به ساير اعضاي خانواده بسيار مفيده. اول يك تعريف مختصري از عصبانيت مي كنيم: عصبانيت يك هيجان طبيعيه مثل اينكه همه مي خوابند، همه گرسنه مي شند... اين يك احساس طبيعيه پس اگر گاهي عصياني مي شويد ناراحت نشيد چون حق طبيعي انسان است و نمي شود كه انسان بود ولي عصباني نشد. ولي اگر عصباني شديم چيكار كنيم؟ اين مهمه. اول واكنشهايي كه ممكن است در زمان خشمگين شدن از خودمون نشون بديم رو مي گيم، سه جور واكنش داريم: 1- ممكنه كه به خودمون آسيب بزنيم. چطوري؟(حرص بخوريم، غذا نخوريم و قهر كنيم) اينكارا رو خيليا مي كنيم درسته؟ 2- ممنكه كه به ديگرا ن آسيب برسونيم(وقتي به ديگرا پرخاش مي كنيم و يا وقت ييه آسيب يا صدمه بدني بهشون مي زنيم). 3- و يا ممكنه اشيا دور ورمون رو داغون كنيم و بشكنيم. حالا علائم عصبانيت چيه؟ مهمترين اين علائم شامل: تغييرات در چهره ، تغيراتي در لحن صحبت كردن، لرزش دست، سردي بدن، گرفتگي عضلات، تغيرات فشار خون، برافروختگي چهره. جالا چرا عصباني ميشيم؟ مشكلات و اختلافات خانوادگي - حق خوري – ناكامي – انتظارات بيش از حد – الگوبرداري – حفظ موقعيت – احساس حقارت – عدم شناخت خودمون – عوامل زيستي( ترافيك، بوي ماشين شلوغي و سر و صداها و ...) - عوامل اجتماعي( فقر، اعتياد، بيكاري، خستگي از كار و محيط كاري و ...) اينها عوامل مهمي هستند كه هر يك از ما ممكنه با هركدوم از اينا مواجه بشيم روش هاي غلط كه در زمان عصبانيت استفاده مي شوند پس از اين به بعد اگه از اين روشها استفاده مي كرديد حالا يه خط قرمز پررنگ روي همشون بكشيد: * پنهان كاري( انگار كه نه انگار اتفاقي افتاده) * سرزنش كردن و گردن ديگران انداختن(همش تقصير تو بود) * غيبت كردن * تحقير كردن ديگران * پرت كردن و از كوره در رفتن همه اين چيزا رو گفتيم همه مون هم مي دونيم اشتباست حالا براي مديريت خشم چيكار كنيم؟ هدف: كاري كنيم كه اثر خشم از لحاظ عاطفي و بدني در ما كمتر بشه و به هيچ چيز و به هيچكس حتي خودمون صدمه نزنيم.
1- تنفس شكمي: اجازه بگيريد و محل را ترك كنيد و در يه جاي آروم بشينيد و نفس عميقي از بيني خود بگيريد و بعد از 5 ثانيه از دهان خود بيرون دهيد. با انجام اينكار هم فاصله افتاده و هم فضا عوض شده و هم تنفس كرديد. 2- بازسازي شناختي: فكر و باورهامون رو عوض كنيم ، به جاي اينكه بگيم چقدر وحشتناكه بگيم خيلي سخته اما ميشه تحمل كرد. 3- كلمات مطلق به هيچ وجه استفاده نكنيم: يعني نگيم كه تو ( هيچ وقت، هرگز و يا هميشه) به قولت عمل نمي كني. 4- با بعضي از واقعيت ها كنار بيايم. 5- طاقت و تحمل شنيدن انتقاد را داشته باشيم( هم انتقاد كنيم و هم بايد بشنويم، شوخي كنيم و طاقت شنيدن انتقادات رو هم داشته باشيم). 6- عوض كردن موقعيت جغرافيايي و مكان در زمان عصبانيت. 7- از خودتون بپرسيد كه بيشتر به چه علت ها و در چه زمان هايي و از چه افرادي عصباني مي شيد؟ وقتي اين چيزا رو براي خودمون روشن كنيم مي تونيم تغييرش هم بديم. 8- يه وقتايي خشم رو به خودمون نسبت بديم نه به ديگران ( به جاي اينكه بگوييم او مرا عصباني كرد بهتر است بگوييم او كاري كرد من عصباني شدم و من مي توانستم عصباني نشوم). 9- مهارت هاي ارتباطي و ابراز وجود رو ياد بگيريم( خوب گوش بدهيم و خوب حرف بزنيم، گاهي كه نياز است نه هم بگوييم). 10- گاهي وقتا با يه روشاي خيلي ساده ميشه حواسمون رو پرت كنيم تا عصبانيتمون فروكش كنه(مثلا از 100، 7 تا 7 تا كم كنيم). 11- خوردن آب سرد، ورزش كردن، قدم زدن تند و تند تند كار كردن. 12- يك راه حل خوب براي حل عصبانيت، گذشت است. 13- اگه با تمام اين روشهايي كه گفته شد نتونيم عصبانيت خودمون رو حل كنيم حتما از يك متخصص و يا يك مشار كمك بگيريم. نوشته شده توسط: نويسندگان وبلاگ [ سه شنبه بیست و یکم دی 1389 ] [ 8:0 بعد از ظهر ] [ ]
[ ]
سلام ....احوال شما دوست من؟ ایشالا که خوبید. قرار شده بود که هر ماه یه کتاب معرفی کنیم با توجه به مطلب پست قبل یه کتاب راجع به اعتماد به نفس رو انتخاب کردم : " اعتماد به نفس ؛ دست یابی به آن و زندگی با آن " نوشته " باربارا دی انجلیس " نویسنده کتاب رو با این جملات شروع کرده : -چگونه به منبع نیروی بی کران درونی دست یابیم ؟ -چگونه با ترس هایمان روبرو شده و با رویاهایمان زندگی کنیم ؟ -هنگامی که اعتماد به نفس و خودباوری خود را بر اساس " آن که " و " آن چه " که به راستی هستید و نه بر اساس آنچه توانایی و پتانسیل انجام دادنش را دارید بنا میکنید ؛ چیزی در خود خلق کرده اید که هیچ کس و هیچ چیز یارای گرفتنش را از شما نخواد داشت . این کتاب مشتمل بر 5 فصل با عناوین ذیل میباشد : فصل اول ............... در جست جوی اعتماد به نفس و خودباوری واقعی فصل دوم...............چگونه از تخریب خویشتن دست شسته و به رویاهای خود اعتماد کنیم؟ فصل سوم.............چگونه خود باوری و اعتماد به نفس را از هم اکنون در خود تقویت کنیم؟ فصل چهارم............چرا اعتماد به نفس ضعیف عادتی است که ترک آن مشکل است؟ فصل پنجم............. چگونه سه نوع اصلی از اعتماد به نفس را در خود شکوفا کنیم؟
و در آخر قسمتهایی از این کتاب رو براتون مینویسم: "اولين قدم در راه تقويت اعتماد بنفس و خود باوري اين است كه وانمود نكنيم اعتماد بنفسمان از آنچه كه به راستي حقيقت دارد بيشتر است .به اين معني كه در مورد نا امني و بي اعتمادي هايمان با خودمان صادق باشيم . بايد بدانيم خيلي هم سخت نيست كه خودمان را گول بزنيم و تظاهر كنيم كه اعتماد بنفس خوبي داريم . فراموش نكنيد اعتماد بنفس يك احساس دروني است نه يك " ادعا " يا " لاف" . "....اشکالی ندارد به دنبال چیزهایی باشیم که احساس خوبی به ما میدهند .ولی چنانچه احساس خوب داشتن را مدام به زمانی موکول کنید که به هدف های مشخص ؛ خاص و از قبل تعیین شده ای رسیده باشید کم لطفی بزرگی در حق خودتان کرده اید ...فرض کنید برای کسی کار میکنید که به شما وعده داده چنانچه از پس بعضی از کارها بربیایید حقوقتان را اضافه کند ؛شما سریع شروع به کار میکنید تا هر آنچه از شما خواسته شده انجام دهید .طولی نمیکشد که همه ان کارها را انجام میدهید و نزد رئیستان برمیگردید . او به شما میگوید :راستی یادم رفت بگویم یه لیست دیگر هم هست که میبایست انجام دهی تا حکم اضافه حقوق تو را امضا کنم . چنانچه کسی با شما چنین رفتاری انجام دهد چه احساسی به شما دست میدهد ؟بسیار عصبانی میشدید , این طور نیست؟ اما این درست همان کاری است که همیشه با خودمان میکنیم." نوشته شده توسط : محدثه بردیده [ یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 ] [ 10:51 بعد از ظهر ] [ ]
[ ]
سلام سلام به همه دوستای خوبمون ما اومدیم ....... ما دوباره اومدیم ....اومدیم که باشیم ......مث قبلنا...... توی این مدت که نبودیم یکی از رهگذران گرامی یه انتقادی بهمون داشت که دوست دارم همین اول کاری جوابشون رو بدم این دوست گرامی فرموده بودن ما خیلی عامیانه حرف میزنیم و این طرز نوشتاری ما که لحن صحبت ما به حساب میاد این رو به خواننده القا میکنه که من و دوستم (خانوم اکبری)دو تا دانشجوی ترم اول روانشناسی هستیم که هیچی بلد نیستیم و همه مطالبمون هم کپی پیس سایتهای دیگه است...ازمون خواسته بود رسمی تر بنویسیم......جوابشون رو اینجا میدم ....ما همینیم ...!!!مشاوره وبلاگی همینه ...!!!همینجوری !عادی و صمیمی ....!!! ما نمیخواییم که مطالب روانشناسی رو با اصطلاحات قلمبه اش بگیم ما هدفمون اینه که چیزهایی رو که بلدیم به زبون ساده و بنویسیم تا راحتر فهمیده بشن؛ ما هدفمون اینه که یه ارتباط صمیمی با همه داشته باشیم مث وقتی که توی مطبمون با مراجعینمون ارتباط خوبی برقرار میکنیم ؛ما هدفمون اینه که نکات کاربردی روانشناسی رو در مورد موضوعات مختلف روان و آسون براتون بیان کنیم نکات و مواردی که واقعا توی هر وبی پیدا نمیشه ..!!! ادعایی برای بهترین بودن نداریم ..میدونیم پر نقص و اشکالیم و خوشحال میشیم کسی اونو بهمون گوشزد کنه...... خب برگردیم به ادامه حرفامون ..... تازه از مشهد برگشتم با یه حس خوب با یه عالمه حس خوب آرامش و طعم خوب سبکی همراههای گل و خوبی داشتیم سفر عالی ای بود نائب الزیاره تمام کسانی بودم که اگه بشنون مشهد برای پا بوسی رفته بودم بگن " ما رو یادتون بود ؟"یا " خوش به حالتون التماس دعا " یا هر جمله ای که بوی دلتنگی برای حال و هوای حرم رو بده مخصوصا دم دمای صبح..... بگذریم .....اینو گفتم که بدونید با یه انرژی مضاعف در خدمتتون هستم؛ هستیم . با دو تا برنامه قفل این وب رو میشکونیم : 1- یه کارگاه آموزشی مهارتهای زندگی میخواییم راه بندازیم یعنی هر دفعه در مورد یکی از مهارتهای اساسی زندگی صحبت میکنیم و راهکارهایی ارائه میدیم. این رو به این علت انتخاب کردیم که د رخلال کارهامون متوجه شدیم کارگاهی با این عنوان علاقه مندان زیادی داره با خودمون گفتیم شاید توی این دنیای مجازی هم کسی باشه که به این عناوین علاقه مند باشه . 2-هر ماه یه کتاب معرفی میکنیم و خلاصه ای از اون کتاب رو براتون مینویسیم و خوشحال میشیم اگر کسی کتابی رو خونده و فکر میکنه کتاب جالبیه به ما هم معرفی بکنه.
از اینکه زیاده گویی کردم عذر میخوام.... نوشته شده توسط : محدثه بردیده ********************************************************** ********************************************************** در یک مبارزه جنگی فرمانده سپاه قصد حمله به دشمن را داشت، و به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت اما نیروهایش دودل بودند. بنابراین یه روزی سربازاشو جمع کرد و سکه ای از جیبش بیرون اورد و رو به آن ها کرد و گفت سکه ای رو بالا میندازم اگه رو بیاد پیروز میشیم و اگه پشت سکه بیاد شکست می خوریم. بعد سکه را به بالا پرتاب کرد سربازان با دقت سکه رو دیدند تا به زمین رسید، سکه به سمت رو افتاده بود. پس با گرفتن نیرو و انرژی خارق العاده به سمت دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان جنگ یکی از افراد به فرمانده گفت: شما واقعا می خواستید سرنوشت جنگ رو با یک سکه واگذار کنید فرمانده با خونسردی گفت بله و سکه را نشان داد ( هر دو روی سکه یکی بود).**************************** حالا شما فهمید قصد فرمانده چی بود؟ آره بالا بردن اعتماد به نفس نیروهاش حالا یه کمی از اعتماد به نفس میخوام براتون بگم ادامه مطلب [ سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 ] [ 9:35 قبل از ظهر ] [ ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |